خانه سبک زندگی مهارت‌های زندگی غلبه بر ترس: تمرینی برای خروج از زندان خودساخته

غلبه بر ترس: تمرینی برای خروج از زندان خودساخته

0 خواندن ثانیه
۰
0
1,710

غلبه بر ترس: تمرینی برای خروج از زندان خودساخته

معمولا همه ما از ترس به عنوان یک عامل بازدارنده و منفی یاد می‌کنیم که مانع از انجام برخی کار‌ها می‌شود. اما آیا تاکنون به این حس به عنوان یک ابزار قدرتمند نگاه کرده‌اید؟ درست است. ترس می‌تواند همچون یک شمشیر دولبه باشد و همان‌قدر که به نظر مخرب و بازدرنده است، در خدمت شما نیز باشد. اگر بتوانیم مهارت تسلط بر ترس را در خود تقویت کنیم، قادر خواهیم بود تا ترس‌هایی نظیر ترس از شکست، تمسخر، طرد شدن، فشار کاذب و… را از خود دور کرده و به یک استاد تمام عیار در زندگی خود تبدیل شویم…

حس تاریک ترس…

ترس همانند یک حس تاریک است که ذره ذره وجود ما را فرا می‌گیرد و ما را از کار‌هایی که می‌خواهیم انجام دهیم باز‌می‌دارد. در صورتی که نتوانیم به خوبی در برابر ترس ایستادگی کنیم، هیچگاه نخواهیم توانست که در زندگی خود شجاعانه رفتار کرده و برای رسیدن به آرزوهای خود بجنگیم. اما ترس همیشه بد نیست. در گذشته ترس به عنوان یک عامل برای بقا (برای مثال فرار از دست حیوانات درنده) بود.
هرچند که امروزه شرایط کمی تغییر کرده (و بیشتر حیوانات درنده از ما می‌ترسند!) اما ترس از گذشته تا بدین لحظه در سیستم بیولوژیکی ما باقی مانده و هر لحظه ممکن است که در وجود ما تجلی یابد. ترس‌های امروزی نسبت به گذشته کمتر جنبه فیزیکی دارند و بیشتر در ذهن ما خودنمایی می‌کنند. برای مثال رایج‌ترین ترس‌های سال گذشته عبارت بودند از:
ترس از شکست
ترس از طرد شدن
ترس از عدم آمادگی کافی
ترس از تمسخر و…
اگر دقت کنید، تمامی ترس‌های بالا در واقع یک ترس واحد هستند: ترس از خوب نبودن به اندازه کافی! چرا که اگر ما به اندازه کافی خوب نباشیم ممکن است شکست بخوریم، طرد شویم، تمسخر شویم و بسیاری اتفاقات دیگر که ممکن است پیش بیاید. در نتیجه ریشه عمیق‌ترین ترس ما نه از یک عامل فیزیکی، بلکه از یک عامل داخلی و درونی است. در نتیجه ترس چیزی نیست که باید همواره از آن در حال فرار باشیم، بلکه غلبه بر ترس باعث می‌شود که ما به سمت آن حرکت کنیم! اما چگونه؟

جای ترسیدن بیاییم شجاع باشیم و غلبه بر ترس کنیم
ترس

آزادی و زندان ترس

هرزمان که ما احساس ترس کنیم، این حس همانند دیواری در برابر ما ظاهر می‌شود که در پس آن یک آزادی نهفته است. هرچند که به طور ذاتی همه ما خیال آزادی در پس دیوار ترس را در سر داریم، اما شاید ناخودآگاه در داخل این حصار و زندان نیز احساس امنیت و آسایش کنیم. بنابراین تا زمانی که از امنیت در پس ترس (یعنی حس امنیت در کاری که قصد انجام آن را داریم) را حس نکنیم، اقدامی برای تسلط بر ترس نیز انجام نخواهیم داد. به عبارت بهتر ما خود را در یک داخل یک چهاردیواری محصور کرده‌ایم که در آن همه‌چیز به ظاهر امن و آسان‌تر از خارج آن است.
اما اگر روزی بخواهیم کمی دیوارها فشار وارد کرده و غلبه بر ترس خویش را آغاز کنیم چه؟ در این صورت به یک آزادی خواهیم رسید: آزادی در ارتباط با دیگران با کمی ریسک، آزادی در جستن به دنبال معنای زندگی به آن‌گونه که می‌خواهیم و آزادی در جستن رویاها در دنیایی بی‌کران و پرماجرا. نکته این‌جاست که این آزادی در پشت دیوار ترس قرار گرفته و در نتیجه برای رسیدن به آن باید به سمت ترس خود حرکت کرده و بر آن غلبه کنید.
درست است! غلبه بر ترس شاید کمی دشوار باشد. اما عدم حرکت به سمت آن نه‌تنها چیزی را درست نخواهد کرد، بلکه مشکلات بیشتری را به وجود خواهد آورد. اگر تلاشی برای غلبه بر ترس خود نکنیم، روز به روز بیشتر در داخل این غار خواهیم ماند و هر روز بیشتر به این نتیجه خواهیم رسید که برای دست‌یابی به اهداف و آرزوهای خود به اندازه کافی خوب نیستیم. اما با این وجود در کنار حس ترس، باز هم می‌توان شجاعانه رفتار کرد.

اقدام برای غلبه بر ترس

وجود ترس دلیلی بر عدم اقدام برای غلبه بر آن نیست! در عوض با یک تمرین آگاهانه می‌توان حتی در زمان‌هایی که ترس تمام وجود ما را فراگرفته است، باز هم شجاعانه عمل کرد. این تمرین شامل “آگاهی از انجام کارهای همیشگی ما در کنار آگاهی از وجود ترس” است. این بدین معناست که هنگامی که ترس را حس کردیم، آن را به عنوان یک حس فیزیکی در بدن خود بپذیریم. یعنی بر این موضوع واقف باشیم که این حس ناشی از ترشح هورمون‌های خاصی است که آن را ایجاد کرده‌اند.

جای ترسیدن بیاییم شجاع باشیم و غلبه بر ترس کنیم
ترس بی دلیل

اگر کمی شجاعانه (و اما عاقلانه) اقدام کنید، متوجه خواهید شد بسیاری از این ترس‌ها بی‌پایه و اساس هستند و آزادی نهفته در پس آن بسیار لذت‌بخش و شیرین و بی‌خطر است. بیشتر ترس‌های ما مربوط به آینده و اتفاقاتی است که هرگز اتفاق نخواهند افتاد. پس زمان حال را دریابید و با لبخندی بر لب شکرگذار این لحظه خویش شده و برای اقداماتی که ممکن است پیش‌بیایند در حد توان اقدامات عاقلانه را  انجام دهید.
اگر هر روز یک قدم بیشتر به سمت ترس‌های خود حرکت کنید، درخواهید یافت که این حس صرفا حاله‌ای پوچ از تاریکی است که بی‌خود و بی‌دلیل اطراف شما را فرا گرفته و روشنی در پس آن شما را صدا می‌زند.

مقاله های دیگر ماراهم بخوانید.

بارگذاری مطالب مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر برای پایلا
بارگذاری بیشتر برای  مهارت‌های زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

همچنین بررسی کنید

کار پر درآمد و راحت با حقوق ثابت

استخدام در پایلا با شغلی پردرآمد(درآمدی راحت تا ۶ ملیون تومان  و بیشتر) و ساعت کاری کم اگر…